عظمت شگفتانگیز آسمانها، کهکشانها و عالم محسوس بشر در نگاه خدا «قلیل» است اما نور وجود حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها که در سماء الهیست ، خالق آسمانها و زمین، نبوّت پیامبران، امامت اوصیاء و نورانیّت عوالم هستی است که ملائکه و انبیا در برابر آن خاضع هستند.

خداوند تبارک و تعالی در سوره صافات میفرماید: «إِنّا زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِزینَةٍ الْکَواکِبِ» فرمود ما آسمان دنیا را به ستارگان مزیّن کردیم، به این سیارات و ستارگان.
هر چیزی که بشر تا به امروز در آسمان دنیا کشف کرده، میگویند سه درصد است. یعنی سه درصد از آسمان را علم تا اکنون توانسته است ببیند. در این سه درصد چند کهکشان است؟ یکیاش کهکشان راه شیری است. فاصلهاش صد و بیست هزار سال نوری است . در این سه درصدی که دیده اند آسمان، صد میلیارد کهکشان است.
قطر کهکشانها چقدر است؟ گفتند از هزار تا صد هزار پارسک. پارسک واحد اندازهگیری است. هر پارسک ده تریلیون کیلومتر است. کهکشانها، بعضیاش قطرش صدهزار پارسک که هر پارسک صد تریلیون کیلومتر است. چه عظمتی! تازه این عددی که گفتم، این در سه درصدی است که میتوانند ببینند. در صد درصد، چه غوغایی! الله أعلم.
خداوند در قرآن کریم نه به این سه درصد، بلکه به کل این صد درصد میگوید: «قَلیلٌ». «وَ مَتاعُ الدُّنْیا قَلیلٌ». این دنیایی که شما میبینید، کم است. قلیل خدا این است؟ عظیم خدا چیست؟
این آسمان دنیا که در سه درصدش دو هزار میلیارد کهکشان که بعضاً قطر بعضی از کهکشانها تا صدهزار پارسک که هر پارسک سی و یک تریلیون کیلومتر است، میگوید کم است.
جابر بن جابر میگوید: از امام صادق علیه السلام سؤال کردم: «لِمَ سُمِّیَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراءُ زَهْراءَ؟» سؤال کردم: یا امام صادق، اینکه نام مادر شما فاطمه است، فاطمه زهرا میگویند، دلیلش چیست؟ فرمود: «لِأَنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَها مِنْ نورِ عَظَمَتِهِ». اگر این میلیاردها کهکشان قلیل است، جوهره خلقت فاطمه عظیم است. بنابراین، فاطمه، ملکوت آسمانها و زمین است.
هر خورشیدی شعاع اشراقی دارد. این خورشید منظومه ما وقتی اشراق میکند، حجمی را روشن میکند. میگوید: عوالم هستی که آسمان دنیایش این است، همه تحت اشراق آفتاب فاطمه است. این مقام را ببینید.
«فَلَمّا أَشْرَقَتْ»، وقتی فاطمه اشراق کرد، سادات، ریشه خودتان را پیدا کنید، جنس خودتان را دریابید. «فَلَمّا أَشْرَقَتْ»، وقتی این آفتاب تابید، سادات خودشان مشرِق فاطمه هستند. «فَلَمّا أَشْرَقَتْ أَضاءَتِ السَّماواتُ وَ الأَرْضُ بِنورِها». هفت آسمان و زمین به نور فاطمه ایجاد شد. الله أکبر. «وَ خَشِیَتْ أَبْصارُ الْمَلائِکَةِ»، چشمان ملائکه از شدّت نور بسته شد. «خَرَّتِ الْمَلائِکَةُ للهِ ساجِدینَ». ملائکه برای الله سجده کردند. وقتی این نور تابید، «قالَتِ الْمَلائِکَةُ»، ملائکه گفتند: «إِلهَنا، سَیِّدَنا»، خدای ما، آقای ما، این نور چیست؟ ما ندیدیم.
«أَوْحَی اللهُ إِلَیْهِمْ»، خدا پاسخ میدهد، وحی میکند: «هذا نورٌ مِنْ نوری». این نوری از انوار من است. «سَکَنْتُهُ فی سَمائی». این را در آسمان خودم ببینید. یک وقت میگوید «سَماءُ الدُّنْیا»، یک وقت میگوید «سَماءُ»، مثلاً فردوس، اینجا میگوید «سَمائی». آن آسمانی که خدا را جا بدهد، در خودش، معلوم است چه آسمانی است. میگوید: این نور در آسمان من است. «سَکَنْتُهُ فی سَمائی، خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتی». آهان، آن را از عظمت خلق کردم. الله أکبر.
«أُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبِ نَبِیٍّ مِنْ أَنْبِیائی أَفْضَلُهُ عَلی جَمیعِ الأَنْبِیاءِ». بر همه انبیا هم فضیلت دارد، حتی خاتم انبیا محمد. برای همین است که امّ أبیها است، ریشه پیغمبر است. میگویید: چهجوری بر پیغمبر فضیلت دارد؟ یعنی مقامش از پیامبر بالاتر است؟ نه، مقامش از پیغمبر بالاتر نیست، ولی فضیلتش از پیغمبر بیشتر است.
در مقام پیغمبری، پیغمبر مقامش بالاتر است، ولی فاطمه نسبت به خاتم، به همه انبیاء، فضیلتش بیشتر است. لذا امام باقر علیه السلام فرمود: «ما تَکامَلَتِ النُّبُوَّةُ لِنَبِیٍّ». هیچ پیغمبری، پیغمبریاش کامل نشد، حتی اگر به فضلها و حبّها و معرفتها، تا اینکه اعتراف کرد به عظمت فاطمه.
اعتراف به چه بود؟ پیغمبر ما به عظمت فاطمه اعتراف کرد. پیغمبر خاتم به چه اعتراف کرد؟ آن موقع که خم میشد، دست فاطمه را میبوسید. آن موقع که میگفت: «فِداها أَبوها». پیغمبر خاتم، فدای فاطمه. ماهیت است. «إِنْ هُوَ إِلّا وَحْیٌ یوحی». از خودش که حرف نمیزند، وحی فرمود: «أَفْضَلُهُ عَلی جَمیعِ الأَنْبِیاءِ».
«وَ مِنْ ذلِکَ النّورِ أَئِمَّةٌ». بعضاً پایه ایمان ما متزلزل میشود. فرمود: از این نور، یعنی کی؟ بله، یعنی حضرت زهرا. فرمود: این نور را برای همه انبیاء فضیلت دادم. از این نور خارج میکنم. کی را؟ «أَئِمَّةً». ائمه را. «یَقومونَ بِأَمْری، یَهْدونَ إِلی حَقّی». مردم را به سمت من هدایت میکنند. «وَ هُمْ خُلَفائی فی أَرْضی». و آنها خلفای من در زمین هستند.
بعد از اینکه وحی به پایان رسید، یعنی بعد از نبوّت، آغاز امامت. وقتی میگوید: از این نور، یعنی از زهرا، ائمه را خارج میکنم، سؤالم این است: نسبت به حسن و حسین میفهمیم، فرزندانش هستند. به ائمه بعد از امام حسین هم میفهمیم، آنها هم فرزندانش هستند . اما سؤال: آیا علی امام است یا نیست؟ پس در این معنا باید عمیق شد. میگوید: همه ائمه را از این نور گرفتم. پس معلوم است، این به تولّد جسمانی ربط ندارد.
این آسمان فاطمیّت است.میگوید: آسمان فاطمیّت، آسمانی است که از این آسمان، همانجوری که برف میآید، باران میآید، نبوّت و امامت از آسمان جاری میشود. روح مطهّرش، صلوات بفرست.
دلیل چیست؟ «لَوْ لاکَ لَما خَلَقْتُ الأَفْلاکَ». پیغمبر، تو نبودی، این افلاک نبود. «لَوْ لا عَلِیٌّ لَما خَلَقْتُکَ». علی نبود، نبوّتی نبود. «وَ لَوْ لا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُکُما». فاطمه نبود، نه نبوّت بود، نه ولایت بود. آسمان نباشد، ابر نباشد، نه بارانی میآید، نه برفی میآید. فاطمه نباشد، نه نبی میآید، نه امامتی میآید.
اینکه امام زمان ظهور میکند، میگویند میآید، قبرش را آشکار میکند. این بحث قبر نیست، قدرش را آشکار میکند. عالَم را به مکتب فاطمهشناسی میبرد. به دنیا بگویم: دنیا، دانشگاههای دنیا، شما از زحل و مریخ و نمیدانم فلان سیاره صحبت میکنید، علم ما از هفت آسمان بالاترش صحبت میکنیم، از زهرا. چهجوری به ما میگویید این علم نیست؟ ما از زهرا صحبت میکنیم که آسمانها مشرِق وجود او هستند.
آسمانی پیدا کنید که در آن آسمان، نه اینکه ماه و قمر و آفتاب و خورشید باشد، نه اینکه ستاره قطبی باشد، آسمانی که در او، «مِنْ سَمائی»، زهرا باشد. کجاست آن آسمان؟
حسن بن یزید، از اصحاب امام صادق، میگوید. «قُلْتُ لِأَبی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ»، دور امام صادق بگردم، هر چه داریم از ایشان است، به حق که رئیس مذهب ماست. گفتم به امام صادق علیه السلام: آقاجان، «لِمَ سُمِّیَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراءُ زَهْراءَ؟» چرا به فاطمه میگویند زهرا؟
ای کاش ناسا اینجا بود، این حدیث را برای آنها میخواندیم. ای کاش کُپِنهاک اینجا بود، برایش میخواندیم. گالیله بود، میخواندیم این را. دانشمندان این را باید بشنوند، ببینند مکتب ما چهقدر غنی است.
میگوید: گفتم: آقاجان، چرا به فاطمه میگویند زهرا؟ «قالَ: لِأَنَّ للهِ فِی الْجَنَّةِ قُبَّةً مِنْ یاقوتٍ حَمْراءَ». چون فاطمه در بهشت یک قبه ای دارد که جنس آن قبّه از یاقوت سرخ است. «مُرْتَفِعَةً فِی الْهَواءِ». در هوا معلّق است، نه به جایی تکیه کرده، نه از جایی آویزان شده، به قوّه خدای جبّار. در هوا معلّق است. «لا شَیْءَ مِنْ فَوْقِها». نه از بالا به جایی وصل است. «وَ لا شَیْءَ مِنْ تَحْتِها». نه از پایین ستونی دارد.
خب، فرمود که این یاقوت حمرا که قبّه فاطمه است، «لَها مِائَةُ أَلْفِ بابٍ». صد هزار در دارد. «وَ عِنْدَ کُلِّ بابٍ أَلْفٌ مِنَ الْمَلائِکَةِ». هر دری، ورودیاش، هزار ملَک نگهبان و دربان هستند.
«یَراها أَهْلُ الْجَنَّةِ». فرمود: در بهشت، میگوید: اهل بهشت، آن قبّه را چهجوری میبینند؟ حالا اهل بهشت که شماها، إِنْ شاءَ اللهُ، اهل بهشت هستید، ولی شما، اهل بهشت بودنتان کجا؟ شهداء کجا؟ شهداء کجا؟ صدّیقین کجا؟ صدّیقین کجا؟ مقرّبین کجا؟ مقرّبین کجا؟ انبیاء کجا؟ میخواهم بگویم، در این بهشت، انبیاء هم هستند، خودت را نبین.
میگوید: اهل بهشت، این یاقوت حمرا که قبّه بیبی است، چهجوری میبینند؟ فرمود که: «یَراها أَهْلُ الْجَنَّةِ کَما یَری أَحَدُکُمُ الْکَواکِبَ الدُّرِّیَّةَ». شما ستارهها را چهجوری میبینید؟ اهل بهشت هم از آن فاصله میبینند. چه عظمتی دارد، چه رتبه و مقامی دارد. «وَ یَقولونَ: هذا قُبَّةُ الزَّهْراءِ فاطِمَةَ». این قبّه درخشنده برای فاطمه است.
از بهشت کسی به آن یاقوت بخواهد برود، به قبّه برسد، ابراهیم بخواهد برسد، موسی بخواهد برسد، یک سال راه فاصله است. این مقام فاطمه است. اینها نجوم است، کیهانشناسی دارند. میگویم: درس آسمان میگویند، درس آسمان است.
پیامبر فرمود: فاطمه جان، خدا همه پیامبرانی که خلق کرده، مبعوث کرده، «لَوْ أَنَّ کُلَّ الأَنْبِیاءِ وَ الْمَلائِکَةِ الْمُقَرَّبینَ شَفَعوا فی کُلِّ مُبْغِضٍ لَکِ». اگر همه پیغمبران و همه ملائکه مقرّب شفاعت کنند در مورد آن کسی که شما را عصبانی کرده، ناراحت کرده، مبغوض شماست، دشمن شماست، همه انبیاء و ملائکه مقرّب شفاعتش کنند.
کسی که بُغض فاطمه دارد، کسی که دشمن فاطمه است. پیامبر فرمود: «ما أَخْرَجَهُ اللهُ مِنَ النّارِ أَبَداً». شفاعت همهشان را زمین میزند. اصلاً ذرّهای در خصوص شفاعت قبول نمیکند. «ما أَخْرَجَ اللهُ مِنَ النّارِ أَبَداً». از آتش جهنّم، ذرّهای از آنها را بیرون نمیکند.
- خطبه اول نمازجمعه 23 آبان 1404



















